تبليغاتX
به حکم عشق خود کشی کردم؟!! به حکم عشق خود کشی کردم؟!!

به حکم عشق خود کشی کردم؟!!

حالا از اسمون ماه بخدا عاشق ترم!!

صفحـه اول
پست الکترونيک
آرشـيــو وبـــلـاگ



دوستـــان

غمکــده یـک مــرد .. وبلاگ هادی
به نام تك نوازنده ي گيتار عشق
الهه ی زیگورات
گل اتش
عشق کویری
دختر کویری
همراز عشق(مریم)
مهسا تنها
اسمان عشق(دنیا)
فریاد بی صدا مینا
ییی
مریم
مريم دلبر
گل پسر


 

 گلی بودم چه وقت چیدنم بود عمری داشتم چه وقت رفتنم بود  

لینک مطلب  |  [ اوج تنهایی مهرداد ابراهمیی در یکشنبه هشتم آذر 1388 ساعت 16:8]  

 Image By www.lenz.ir.mihanblog.com

دستام خسته ست

Image By www.lenz.ir.mihanblog.com

تو منو کشتی قاتلم شدی

Image By www.lenz.ir.mihanblog.com

ای خدا

 

 

لینک مطلب  |  [ اوج تنهایی مهرداد ابراهمیی در سه شنبه سیزدهم مرداد 1388 ساعت 19:49]  

 

زان که حشر حاسدان روز گزند


 

بي گمان بر صورت گرگان کنند


 

حشر پر حرص خس مردار خوار


 

صورت خوکي بود روز شمار


 

زانيان را گنده اندام و نهان


 

خمر خواهان را بود گند دهان


 

گند مخفي کان به دل ها مي رسيد


 

گشت اندر حشره محسوس و پديد


 

سيرتي کان بر وجودت غالب است


 

هم بر آن تصوير حشرت واجب است

 

Photobucket - Video and Image Hosting

اگرزندگی مرگ است و مرگ هم زندگی

                                پس درود بر مرگ و مرگ بر زندگی  

  من به مردن راضیم ,لیکن نمی آید اجل

                         بخت بد من را ببین کز مرگ هم ,نیز باید منت کشید
  


 

 

لینک مطلب  |  [ اوج تنهایی مهرداد ابراهمیی در پنجشنبه هفتم خرداد 1388 ساعت 17:32]  

قلب اون مثل قبری بود که من افتادم تو و دیگه در نیامدم

 محبوبم دوراست واحولش ندانم. كسي خواهم كه پيغامش  رسانم . خداوندا زمرگم مهلتي ده .كه ديداري به ديدارش رسانم

يكي بهش بگه كه من رفتم يكي بهش بگه كه من دوستش دارم

يكي بهش بگه كه دل تنگشم

قسمت همينه از اون جداشم تا اخر عمرم تنها شم تو شهر غربت به ياد ش گريه كنم تا پاين عمرم عكسشو نقاشي كنم با چشم گريون هرشب بخوابم دلم گرفته اي نازينم دور شدم از اين جا با چشم گريون يه اميد روزي

تو رو ببينم به اميد روزي دست تورو بگيرم كارم همينه تو فكرو خيالم به تو رسيدم

 

 

 شب جمعه كه ميشه دل ها بهونه ميگريه هركي مياد سر يه قبر ازش نشونه ميگره شبهاي

جمعه كه ميشه دل ها بهونه ميگريه هركي مياد سر يه قبر ازش نشونه ميگره اما يه مادر غميگن ارام مياد كنار شهيد گمنام

 شبهاي

جمعه كه ميشه دل ها بهونه ميگريه هركي مياد سر يه قبر ازش نشونه ميگره يكي سر قبر پدر يكي كنار مادرش يكي كنار خواهر يكي پيش برادرش اما يه مادر غمگين ارام مياد كنار شهيد گمنام

 

 يه جعبه خرما براي فاتحه خوني مياره اروم ميشنه سر رو سنگش ميزاره ميگه تو جاي بچه مي گوش بده به حرفاي من ازبس كه اين جا اومدم درد اومده پاها ي من

 اخه نگفتي كسي رو داري يا مثل من بي كس كاري

اگر تو مادر نداري براي تو گريه كنه شب ها ي پنچ شنبه بياد به قبر تو تكيه كنه غصه نخور من مادرت منم هميشه ياورت نمي زارم تنها باشي مدام ميام بالاي سرت

 از تو چه پنهون يه بچه دارم چند سالي از اون خبر ندارم 

اخ كه دلم برات بگه از پسرم يه خاطره لحضه ي جبهه رفتنو ساعتي كه ميخواست بره از اون لباس خاكي و  از اون كلام اخرش هر قدمي ميرفت جلو نگاه مي كرد پشت سرش رفتو  ديگه نيومد

بسه ديگه خسه شدي  دوباره خيلي حرف زدم  با اين كه قول داده بودم  اما بازم گريه كردم خدا نگهدار پسرم فعلا ازت جدا ميشم شايد مسافرم بياد زشته تو خونه نباشم چند ساله مادر كارش همينه خبر نداره بچه ش همينه

چند ساله مادر كارش همينه خبر نداره بچه ش همينه پاييزه دلم گرفته الان پسر من كجا خوابيده دلم گرفته دلم گرفته

 

لینک مطلب  |  [ اوج تنهایی مهرداد ابراهمیی در پنجشنبه هفدهم مرداد 1387 ساعت 14:43]  

ما كه راهي مشهد شديم

 

 واين هم براي دوستان خوبممممم

http://www.iravertex.com/clip.asp?id=20

 

 

لینک مطلب  |  [ اوج تنهایی مهرداد ابراهمیی در دوشنبه سی ام مرداد 1385 ساعت 19:4]  

تمام حق و حقوق اين قالب (قالب غمکده) متعلق به وبلاگ "غمکده یک مرد" ميباشد